مداحی گر چه قدم کوچک است بار ندارد منصور ارضی

لینک کوتاه مداحی : لینک کوتاه مداحی :

دانلود مداحی کربلایی جواد مقدم گر چه قدم کوچک است بار ندارد

لینک مداحی گر چه قدم کوچک است بار ندارد منصور ارضی

در شبکه های اجتماعی ما را دنبال کنید.

متن مداحی

گر چه قدم کوچک است و بار ندارد یشتر از یازده بهار ندارد

عشق تو با سن و سال کار ندارد سرکشی عشق من مهار ندارد

هر که شد از عشق مست ، عبد حسین است  هر کسی عبدالله است عبد حسین است

من که پسرخوانده ی سرای عمویم ماحصل زحمت دعای عمویم

دست چه باشد کنم فدای عمویم دار و ندارم همه برای عمویم

در سر ما فرق بین دست و جگر نیست مرد خدا نیست آن که مرد خطر نیست

حضرت عزّوجلّ که ترس ندارد کوه وقار از کُتل که ترس ندارد

طفل حسن از جدل که ترس ندارد بچه ی شیر جمل که ترس ندارد

وای اگر نیزه ای به دست بگیرم زیر و زبر می کنم به عشقِ امیرم

از سر شوق است اگر که بی‌ کفنم من مرد دفاع عمو حسین ، منم من

طفل حسن زاده نه ، خودم حسنم من عمه مهیای جنگ تن به تنم من

یک تنه پس می‌ زنم به لشگر کوفه عمه سپاهت منم برابر کوفه

حال که در خیمه‌ های او پسری نیست از علی اکبرش دگر خبری نیست

ماندن من در حرم چنان هنری نیست دست ضعیفم که هست اگر سپری نیست

دست من از جنس دست مادر آقاست ارث قدیمی ما ز کوچه ی زهراست

جا که نباشد پرم چه فایده دارد بعد همه پیکرم چه فایده دارد

از همه کوچک ترم چه فایده دارد حبس شدن در حرم چه فایده دارد

عمه یسار و یمین چقدر شلوغ است دور عمو را ببن چقدر شلوغ است

زانوی من خم شد آن سوار که افتاد از روی مرکب بی اختیار که افتاد

با طرف راست به یک کنار که افتاد بر روی شمشیر و سنگ و خار که افتاد

عمه ببین نیزه به مشت گرفته موی عموی مرا ز پشت گرفته

عمه بس است این همه طپیده شدن ها ضربه ی شمشیرها شنیده شدن ها

زیر لگدهای چکمه دیده شدن ها این طرف و آن طرف کشیده شدن ها

دیر شد عمه ! مرا به خویش رها کن عمه برو در میان خیمه دعا کن

آمد و آن تیرهای جا شده را دید روی تنش زخم های واشده را دید

در بدنش نیزه های تا شده را دید دور سرش چند مرد پا شده را دید

یابن خبیثه چرا به سینه نشستی روی حسینیه ی مدینه نشستی

پاسخ دهید

بدون دیدگاه